رفتم،مرا ببخش ومگواو،وفا نداشت
راهی بجزگریزبرایم نمانده بود
این عشق آتشین پرازدردبی امید،
دروادی گناه وجنونم کشانده بود
رفتم که داغ بوسه پرحسرت ترا
بااشکهای دیده زلب،شستشودهم
رفتم که ناتمام بمانم دراین سرود
رفتم که ناگفته بخود آبرودهم
ای سینه درحرارت سوزان خودبسوز
دیگرسراغ شعله آتش زمن نگیر
که نالانم زکرده ها
و
پشیمانم زگفته ها
دیدم که لایق تووعشق تونیستم
|